قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
69
تاريخ الفي ( فارسى )
آمد و لشكر شام مغلوب و منكوب بگرديد و سه هزار مرد يا بيشتر از لشكر قيصر كشته بقيّة السّيف روى به ولايت خود آوردند و غنيمتى موفور و مالى نامحصور به ارباب اسلام و اصحاب خالد رسيد و جمعى كثير از صحابه نيز در آن جنگ به شهادت رسيدند ؛ از آن جمله [ اند ] ابان بن سعيد بن العاص كه كاتب وحى بود ، سلمة بن هشام المخزومى ، نعيم بن هشام بن العاص ، نعمان بن صخره كعدوى ، عبد اللّه بن عمرو الدسى ، و جمعى ديگر كه در ذكر ايشان هيچ فايده نيست . خالد بعد از واقعهء اجنادين با لشكر ظفر قرين متوجّه دمشق شد و به ديرى رسيد كه آن را « دير خالد » گويند كه از آنجا تا باب شرقى دمشق يك ميل راه است . و خالد نام ، از اعيان نصارى كه به ميل و رغبت خويش ترك مال و جاه و اعتبار كرده به فقر و نيستى و رهبانيت و فنا ساخته بود و پيوسته بر خاك مىنشست [ و ] به گياه صحرا سدّ رمق مينمود ، با خالد ملاقات كرد . خالد وى را به دين اسلام دعوت مىنمود . وى فرمود : امسال در دين مبين قصورى ظاهر مىگردد و به نهايت مىرسد و تو را نيز مصلحت در آن است كه از دين عيسى بهرهمندى يا بى . خالد در غضب شد و گفت : اى بىخرد ، اگرنه كبر سن و فقر و فنا و انقطاع و انزواى تو ما را مانع آمدى تو را كشتمى . و خالد وليد با ساير اعاظم و اكابر قديم و جديد دمشق را چون نگين در ميان انگشترى گرفته و كار را بر اهل قلعه تنگ ساختند . در اين اثنا به وضوح پيوست كه بيست هزار نفر از لشكر روم جهت امداد دمشقيان سفر كرده به موضع صرح السفر رسيدهاند . خالد استقبال اين قوم نموده در حملهء اوّل جمله را مقهور ساخت و بروايت [ ابن ] اعثم كوفى « 1 » آن جمله مقتول گرديد و سردار ايشان را كه قسطا نام داشت [ همراه ] با صد و شصت [ نفر از ] سپاه [ او ] اسير كردند و به حكم خالد مقتول ساختند . در همين سال شرحبيل بن حسنه در واقعه ديد كه خليفه بر كرسى زر نشسته و نزد او سورة الفتح مىخواندند . چون اين خواب را به خليفه گفت ، خليفه در گريه شد و گفت : اين نشان آن است كه من در اين سال انتقال خواهم يافت . پس اولى آنكه در ارسال عساكر به جانب روم و شام سعى نمايم ، كه پيغمبر جهد بسيار به فتح اين بلاد داشت ، شايد رضاى حق و رضاى رسول بر حق حاصل كنم و به آن عالم شتابم . چون اين اخبار به سمع هرقل رسيد ، لشكرى عظيم قريب سيصد هزار با چهار سردار به عدد رؤساى جنود اسلام روان ساخت . لاجرم خالد باتّفاق ساير سپهسالاران از ظاهر شام
--> ( 1 ) . مورّخ بزرگ اسلامى ( وفات 314 ه . ق . ) كه كتاب الفتوح و كتاب التاريخ از اوست .